۲۵ مرداد, ۱۳۹۳ - متن    بدون دیدگاه

۵۵- پایان فریاد سکوت من…

 

closed

 

درود

نمی دونم چی بگم ولی این وبسایت، برای من ، همراه با خاطرات تلخ و شیرین زیادی بود. یادش بخیر چقدر برای طرح کاورش حرص خوردم. بازم یادش بخیر با میثم نشسته بودیم و فضا و اسمشو برام خرید…

چقدر زود گذشت. کلی از شعرای این سایت الان توی یه کتاب کنار هم جمع شدن.

با عشق، ساختمش و با عشق پیش بردمش ولی خیلی بد بود زمانی که با یه جستجوی ساده می دیدم که خیلیا شعرامو به اسم خودشون میذاشتن و یا در بهترین حالتش بدون ذکر منبع منتشرش می کردن. شعرایی که همشونو با تمام وجودم گفتم و نوشتم…

به همین خاطر تصمیم گرفتم ببندمش تا روزی که کتاب بعدیم با شعرای جدید چاپ بشه.

سپاسگذارم از همه دوستانی که همیشه مشوقم بودن. کسایی که به قول خودشون با شعرام خندیدن و یا اشک ریختن…  و از همه دوستانی که نظراتشون برای پیشرفت شعرام مؤثر بوده و خواهد بود.

این جور سایتها باید بسته بشه تا روزی که فرهنگ و قانون کپی رایت برای هممون جا بیفته.

یه مَرد هم گاهی اینجور وقتا و توی تنهاییاش اشک میریزه، و این همون زمانیه که میخواد از کلبه ی خاطراتش خداحافظی کنه.

ای فریاد سکوت من، دوستت دارم و قول می دم یه روز سکوتتو خودم فریاد بزنم….

بدرود……………….

 

Pages1234567...14«